ميرزا أحمد الآشتياني

94

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى )

ثلاث علامات : العلم و الحلم و الصمت ، و للمتكلّف ثلاث علامات : ينازع من فوقه بالمعصية ، و يظلم من دونه بالغلبة ، و يظاهر الظلمة . [ الحديث 992 أصناف الناس ] و فيه أيضا : باب « أصناف الناس » عن أبي إسحاق السبيعي ، عمّن حدّثه ممّن يوثق به قال : سمعت أمير المؤمنين عليه السّلام يقول : إنّ الناس آلوا بعد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله إلى ثلاثة : آلوا إلى عالم على هدى من اللّه قد أغناه اللّه بما علم عن علم غيره ، و جاهل مدّع للعلم لا علم له معجب بما عنده و قد فتّنته الدنيا و فتّن غيره ، و متعلّم من عالم على سبيل هدى من اللّه و نجاة ، ثمّ هلك من ادّعى و خاب من افترى . [ الحديث 993 الدعاء لوجع العين و ما يناسبه ] في الصحيفة الثانية العلوية : و كان من دعائه عليه السّلام دعاء سمعه ضرير فدعا به فردّ اللّه عزّ اسمه و جلّ شأنه بصره على مارواه الشيخ الجليل محمّد بن شهر

--> ( بدان كه ) همانا براى عالم سه نشانه است : دانش و بردبارى و سكوت ( كم سخن گفتن ) و براى نادانى كه دانش را به خود مىبندد ( و عالم نما است ) سه علامت است : با كسى كه از خود برتر و بالاتر است بنافرمانى كردن نزاع و دشمنى مينمايد ، و بر كسى كه از خود پست‌تر است بغلبه كردن بر او ، ظلم و ستم مىكند ، و ستمكاران را ياورى و پشتيبانى مينمايد . ( 1 ) 992 - و نيز در همان كتاب : باب « اصناف مردم » از ابى اسحاق سبيعى از كسى كه حديث را براى او ذكر نموده و مورد وثوق و اطمينان بوده روايت شده كه گفت از حضرت امير المؤمنين ( ع ) شنيدم ميفرمود : همانا مردم بعد از رسول خدا ( ص ) بسه دسته رجوع نمودند مراجعه نمودند بعالمى كه استوار بر هدايت و راهنمائى از طرف خدا بوده و بواسطهء علم و دانشى كه دارا گشته خداوند او را از علم ديگران بىنياز گردانيده است ، و بنادانى كه مدعى علم بوده در حالى كه علم و دانشى براى او وجود نداشته و به آنچه نزد خود پنداشته خوش بين بوده و ميباليده است ، و دنيا او را فريفته و او هم ديگران را فريب داده ، و بطالب و خواستار علم كه دانش را از عالمى كه بر طريقهء هدايت و راه نجات از جانب خداوند بوده فراگرفته ، پس كسى كه مقامى را ادعا كرد كه لايق و سزاوار آن نبود هلاك شد و محروم از خير گرديد آنكه دروغ گفت . ( 2 ) 993 - در صحيفهء ثانيهء علويه است كه از جملهء دعاهاى حضرت امير المؤمنين ( ع ) دعائى است كه شخص نابينائى آن را شنيد و خواند و خداوند عز اسمه و جل شأنه بينائى او را به او برگرداند ، بنا بر آنچه شيخ جليل محمد بن شهر آشوب در مناقبش روايت كرده